شنبه سی و یکم تیر 1385
پاینده ایران
کنام پلنگان و شیران شود
همه سر به تن کشتن دهیم
به از ان است که میهن به دشمن دهیم
پاینده ایران
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385
قربان ای به نام لبنان
شعله های آتش در خاورمیانه آنچنان شعله ور شده که گویی هرگز فروکش نخواهد کرد .
اقدامات نابخرادانه گروهک حزب الله لبنان در گروگان گیری سربازان اسرایلی چنان واکنشی را از طرف دولت
اسرایل برانگیخت که هرگز جنگ طلبان لبنانی وحامیانش تصورش را در ذهنشان نمی پرورانند ....
اقدامات نامعقولانه حزب الله لبنان که به تصور کارشناسان سیاسی بی طرف با تحریک عوامل خارجی و به
دستور مستقیم عوامل دخیل و پشتیبان کنندگان نظامی این گروهک شکل گرفت نا خواسته ملت فلسطین و
لبنان را درگیر جنگی خونبار و دهشتناک نمود .وبازتاب سخنان مقامات امریکای و اسرایلی در خصوص حمایت
جمهوری اسلامی از این گروه واستفاده این گروه از تجهیزات نظامی ساخت ایران ( موشکهای کوتاه برد فجر 3)
ناخواسته ملت ایران را نیز به طور غیر مستقیم وارد این بازی خونبار می کند .جنگی که کمترین ارتباطی با منافع
ملی وملت ایران(نه حکومت) دارد .جز در راستای به پیش بردن و محق کردن همان شعار قدیمی (حق مسلم ما )
گوی دولتمردان به خیال اینکه با بهره جویی از گروه حزب الله واتش افروزی های این گروه در اسرایل برای پیش برد
منافع خود در امتیاز گیری از ایالات متحده و دول اروپایی در قبال پرونده هسته ای خود به منافع قابل توجه ای دست خواهند یافت . ولی واکنش غیر منتظره اسرایل باعث شد که تمامی پیش بینیهای دولتمردان جمهوری اسلامی بار دیگر نقش بر اب شود . باتوجه به حملات شدید اسرایل که عملا حزب الله لبنان را دچار شکستی
مفتضاحانه کرد . که جر قربانی شدن مردم بی گناه لبنان نتیجه ای ادر بر نداشت ..
وهمچنین موضع گیرهای اخیر دولتمردان جمهوری اسلامی در خصوص وقایع اخیر وحمایت گروهای موسوم به
حزب الله ایران وسخنان عجیب( با توجه به محاصره هوای لبنان ) در قبال اعزام نیروهای داوطلب به منطقه واز
سوی دیگر تلاش متناقض حکومت جمهوری اسلامی درجهت تبدیل وجه خود به چهره ای فرا منطقه ای و میانجیگری میان طرفین درگیر با شرایط اعلام شده از طرف اسراییلی برای اتش بس که خواستار عقب
نشینی نیروهای حزب لله لبنان به 20 کیلومتری جنوب لبنان وهمچنین خلع سلاح این گروه و ازادی سربازان به گروگان گرفته شده .عملا به شکست انجامید ..چون با قبول هر یک از این شرایط اعلام شده به معنی شکست
حزب الله لبنان می باشد . وبه حاکمیت چند ساله حزب الله در جنوب لبنان پایان میدهد . و موجب خلع ید حامیان
این گروه از جنوب لبنان میشود . ویکی از ابزارهای فشار حامیان این گروه در مقابل اسرایل عملا از بین میرود ...
درحالی که مجامع بین الملی در سکوتی معنی دار فرو رفته اند دولتمردان جمهوری اسلامی که گوی خود را سخنگوی جامعه بین الملی میداند از طرف کشورهای مسلمان به بیان سخنانی در حمایت این گروهک میپردازد
این درحالی است که یکی از برزگترین حامی های این حزب در گذشته یعنی عربستان سعودی عملا در بیانیه خود
با ظرافتی خاص عملیات حزب الله را محکوم نموده وصرفا به صدور بیانیه نوشته بر کاغذ از مردم لبنان حمایت کردند (نه گروه حزب الله ) عدم اعلام موضع شفاف توسط کشورهای عربی وحامیان قدیمی فلسطینیان و لبنانیان وصرفا بسنده کردن به فرستادن کمکهای داروی وضروری عملا منجر به تنها ماندن دمشق و طهران دراین فاجعه عظیم شده .دمشق که خود هنوز توسط کمیته حقیقت یاب سازمان ملل متهم به ترور رفیق حریری می باشد وتنها مظنون این پرونده می باشد .طبیعتا از جنگ در لبنان خوشحال و مسرور است .روانه شدن هزاران توریست در مانده از جنگ و مردم بی دفاع بیروت دراین بهبهه سود سرشاری را نصیب دولتمردان و سود جویان سوری میکند .
وهمچنین درگیر شدن جامعه بین الملی با بحران جدید خود به صورت اتوماتیک جریان ترور رفیق حریری را به صورت
مقطعی به فراموشی می سپارد !!
نکته دیگری که در باب این موضوع خود نمای میکند عدم برابری تسلیحات نظامی طرفین درگیر است که باعث شده بیشترین قربانیان این فاجعه خونبار از طرف لبنانی باشد .مجهز بود اسرایل به سلاحهای پیشرفته وموشکهای ضد موشک موجب ان شده (بنا به شواهد) ارهر 100 موشک ارسالی ازسوی حزب الله لبنان فقط تعداد اندکی ان هم با دقت بسیار کم به اهداف از پیش تعین شده اصابت کند ! از سوی دیگر خمپاره باران وبمباران هوای بیروت ودیگرشهرهای مهم لبنان توسط نیروهای تا دندان مسلح اسرایل لبنان را در صورت ادامه این جنگ خونین به ویرانه ای وصف ناپذیر تبدیل خواهد کرد ..
سکوت جامع بین الملی و تاید تلویحی از حملات اسرایل به لبنان و وتو کردن بیانیه حمایت از لبنان توسط امریکا
از عزم جامع بین الملی در جهت نابودی حزب الله خبر میدهد .گوی جامعه بین الملی همگی دست به دست هم داده اند که با قربانی کردن ملتی بی دفاع به خواستهای خود برسند . اظهارات وزیر دفاع اسرایل وتشبیه جنگ لبنان به جنگ با محور شرارت همگی خود گویای این ادعا می باشد .
امیدوارم دولتمردان جمهوری اسلامی با موضع گیری درست در قبال این اتفاق خود بهانه به دست جامع بین الملی ندهد تا با بهانه از حمایت از تروریست ضمینه لشکرکشی انان را به خاک پاک میهن بدهند .ایا براستی
رسیدن به انرژی هسته ای ارزش قربانی کردن ملتی را دارد .
پاورقی : مرد پیر همانگونه که حمله نظامی اسرایل را به لبنان محکوم میداند . حزب الله لبنان را به جهت شروع اتش افروزی در لبنان مقصر می داند ..
عکسهای دردناک از فا جعه لبنان۱ ۲ 3 عکسها به قدری درناک و تاسف اور است که جسارت انتشارش را در مرد پیر نداشتم
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385
دستهاي رئيسجمهور
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، دکتر احمدينژاد در مقاطعي از سفر به استان آذربايجان شرقي، در پاسخ دادن به ابراز احساسات مردم آذربايجان، انگشتهاي مياني خود را جمع کرده است. حال آنکه به اعتقاد اين روزنامههاي خارجي، اين نماد گرگ خاکستري، مربوط به پانترکيستهاي تجزيهطلب است.
در حالي که عدهاي اين حرکت رئيسجمهور را همنوايي با شماري از جوانان اين منطقه ارزيابي ميکنند، و منابع نزديک به رئيسجمهور هم هرگونه تأييد حرکتهاي غير ملي توسط دکتر احمدينژاد را مردود دانستهاند.
مرد پیر : من سکوت کنم بهتر است .......
جمعه بیست و سوم تیر 1385
اکبر گنجی چالشی نو 2
مصاحبه اکبرگنجی با
مصاحبه اکبرگنجی با رادیو فردا و بی بی سی که حساسیت های فراوانی را دربین اپوزسیون مخالف رژیم در داخل و خارج از کشور بر انگیخت سخنانی که دچار تناقضاتی درونی و شدید است ؟
از نگاه نگارننده سخنان گنجی وادعا های ایشان پیرامون تغیر حکومت جمهوری اسلامی ( مصاحبه ایشان با بی بی سی) و جایگزنی نظامی بر پایه اسلام دمکراتیک(برداشت شخصی) و همچنین ادعاهای ایشان در خصوص اینکه ایشان روزنامه نگاری بیشتر نیستند می باشد و عملا چهره ایشان را از روزنامه نگاری منتقد حکومت به مهره ای سیاسی و یک فعال سیاسی مبدل کرده است .... هر چند اکبر گنجی که خود را یک روشنفکر اسلامی میداند و خواهان نمایش وجه دیگر از اسلام و حکومت بر پایه اسلام دموکراتیک می باشد .. شاید به نوعی یاد اور داستان تکراری دوم خرداد که بر پایه های وعده هایی که برقرای اصول اولیه دمکراسی و اجرای ان را در کشور نوید می داد وبا تحت تاثیر قرار دادن احساسات 20 میلیون ایرانی و حمایت انان شکل گرفت ومنجر به قدرت رسیدن جناب خاتمی وهمفکرانش ( روشنفکران اسلامی ؟) در قوه مجریه شد..عملا نتیجه ای به منفع ملت ایران در پی نداشت (جز برملا شدن قتلهای زنجیرهای و نقش حکومت دران )و صرفا به قدرت رسیدن روشنفکران اسلامی وزمام داری انان طی 8 سال منجر به کسب اعتبار نزد دول اروپای و پر رونق شدن داد و ستدهای .معاملات تجاری و( در این دوره المان تبدیل به بزرکترین شریک تجاری ایران شد ) محکم شدن پایه های رانتهای و خاص در جهت بهره برداری اقتصادی برای عده ای خاص را در بر داشت ..و عملا تنها جریانی که در این دوره توانستند از ظهور روشنفکران اسلامی بر قسمتی از مسند حکومت بهره ببرند ..جریانهای ناپیدای اقتصادی و گم شده در تار پود حکومت بودند .. وعملا منافع ملی و رای 20 میلیونی مردم ایران بهره ای جز بالا رفتن نرخ تورم وهمچنین بالا رفتن میزان فقرو فساد واعتیاد واختلافات طبقاتی نبرد ..
پیرامون نقد گفته های گنجی نباید این نکته را فراموش کرد که اکبر گنجی که همواره خود را یک روشنفکر اسلامی میخواند بر پایه اندیشه وافکار درونی خود که همانا نشعت گرفته از اسلام است اصول و مانیفیست وتز خود را ارئه کرده ..وطبق باورها و اعتقادات خود به ترویج این افکار می پردازد .. که این خود با گفته های ایشان در خصوص نه دین دولتی و نه دولت دینی در تعارض و تناقض شدید میباشد
شاید دریافت جوایز مهم روزنامه نگاری در جهان توسط گنجی ایشان را در مقام یک روزنامه نگار و(زندانی سیاسی سابق ) ایشان را از
این منظر شاخص و داری رتبه و منزلت نزد جوامع بین الملی کرده باشد ..ولی ایشان در مقام یک فعال سیاسی و در قالب یک رهبر سیاسی ولیدر دچار سکته ای ناقص در بدو تولد شده است ..
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385
اکبر گنجی چالشی نو
از دیدگاه من تز اکبر گنجی در خصوص نافرمانی مدنی از طریق اعتصاب غذا در جهت ازادی زندانیان سیاسی محکوم به شکست است .. چیزی جز از دست دادن اعتبار سیاسی ایشان( اعتباری که با تحمل ۶ سال زندان بدست اورد ) به ارمغان نخواهد اورد .. وبیانات ایشان در باب اسلام دموکراتیک نگاهی دقیقتر وموشکافانه تر را در جهت حمایت از ایشان طلب میکند ..
سه شنبه بیستم تیر 1385
سلول انفرادی
پنچاه روز از بازداشت مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر گذشت .سلول انفرادی شاید شنیدن نام سلول انفرادی شما را یاد فیلمها و سریالهای ابکی صداو سیما بیاندازد و تصویری اشنا از سلول برایتان تداعی کند . تصویری که فقط در فیلمها و سریالها دیده اید ! صد البته با زندانبانی اسراییلی و امریکای و در سالهای دور عراقی . در دیده ندارم .هیچ گاه از رسانه ملی تصویری از سلولهای انفرادی که بارها وصوف اش را شنیده اید(.مگر انچه که مربوط به رژیم گذشته بود) .تصویری را به اکران در اورده باشد .همان سلول انفرادی که بارها میزبان زرافشانها و باطبی ها واسانلوها موسوی ها وهزاران نام های اشنا و نا اشنا بود ه . سلول انفرادی که یادگار هزاران محبوس با نوشتارهای کج ونا زیبا را با خود یدک می کشد .نوشتارهای که با ناخن انگشتان میهمانان خودبر چهار دیواری که سلول انفرادی میخوانندش خود نمای میکند !نمیدانم هنوز بر انگشتان مانا توانی باقی ماند تا با انگشتان هنرمندش بر روی میزبان بی هنرش هنرش را به رخ بکشد . تا هنرش را در ان چهار دیواری کذایی جاودانه کند ...
جمعه شانزدهم تیر 1385
انقلاب مخملیین
انقلاب مخملین راه اندازی انقلابی مخملیین بهتانی است که بر را مین جهانبگلو بستند ؟ حال این سوال پیش میایید چگونه یک استاد دانشگاه و با چه روابط وضوابطی قادر بوده که در ایران انقلاب دیگری پایه گذاری کند جهانبگلور که شاید قبل از دستگیریش عده ای محدود او را می شناختند .عدهای از شاگردانش و همفکرانش چگونه او که هیچگاه صاحب پست و منصبی در بارگاه جمهوری اسلامی نداشته .حال در صدد راه اندازی انقلابی ان هم از نوع مخملیین بوده .اتهام را مین جهانبگلو.که همان راه اندازی انقلاب مخملین توسط ارتباط با بیگانگان عنوان شده در نظر هر انسان ازاد اندیش به داستانی کمیک و طنز شباهت دارد تا نزدیک به واقعیت ؟ در شگفتم دولتمردانی که چنین اتهامی بر او وارد کرده اند ایا با تاریخ و شکل گیری انقلابهای مشابه مد نظرشان ( مخملین ) و رنگین که در جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق روی داده .اشنای داشته اند یا صرف برداشت نام از این انقلابها اتهامی بر این انسان بیگناه بستند .
به طور مثال به انقلاب نارنجی اوکراین که توسط ویکتور یوشچنکو ویولیا تیموشنکو برنامه ریزی و با حمایت مردم به نتیجه رسید . را مورد برسی قرار میدهم تا شباهت انرا به اتهام رامین جهانبگلو برسی کنم .خانم تیموشنکو که یکی بانیان اصلی ظهور انقلاب نارنجی در اوکراین بود وی یک تاجر بسیار موفق که در سن 31 سالگی مدیر عامل شرکت بنزین اوکراین رسید ودر چهار سال بعد 1995 مدیریت سازمان انرژی اوکراین را به دست گرفت و توانست با ارتباط با نخست وزیر سابق اوکراین لازارنکو توانست کنسرسیم عظیمی را بر پا کند .لازرنکو خود نیز سالها بعد به اتهام پولشوی عزل شد ؟ تیمو شنکو در سال 2001 به علت تخلفات مالی 41 رئز بازداشت شد در حالی که از سال 1999 پست معاونت نخست وزیر را در اخیار داشت ئر سال 2002 نیز توانست هفت درصد ارای انتخابات پارلمان را نیز از ان خود کند وهنگامی که دو سال بعد از ان انتخوابات ریاس ت جمهوری اغاز شد .به حمایت از یوشنجکو پرداخت و در جریان انقلاب نارنجی هر شب در میدان کیف پا بپای مردم حضور پیدا کرد .بدین ترتیب با توجه به پیروزی رسیدن انقلاب نارنجی دراوکرایین او نیز به سمت نخست وزیری را تصاحب کند ؟ ویا نمونه رخ داده از این انقلابهای رنگین در گرجستان توسط میخایشولی در براندازی شوارد نادزه روی داد ایا توسط یک استاد دانشگاه بر نامه ریزی شد که هیچ منصبی در دولت ان کشور نداشت ؟ یا توسط نمایندگان طرد شده مجلس که در دولت ان کشور داری نفوذ بوده اند ؟ و مثالی دیگر در مورد قرقیزستان که انقلاب رنگین دیگری توسط ریس سابق مجلس ان کشور پایگزاری شد ؟ وبه نتیجه رسید ؟ بنده هیچگاه متوجه نشدم چرا در جمهوری اسلامی هرکسی که تخصصی در کاری ندارد دست به انجام ان کار میزند ؟ رامین جهانبگلو که هیچ گاه سر رشته ای در سیاست نداشته و هرگز به عنوان یک مرد سیاسی درجه اول به این کار نورزیده حال به گمان دولتمردان در صدد براندازی نظام است ؟ و فرض بر این که اتهامی که بر ایشان جهانیگلو وارد شده صحیح بوده .چگونه ایشان با توسل به عوامل بیگانه قادر به بر پایی انقلاب مخملیین در جمهوری اسلامی می شدنند ؟ جمهوری اسلامی که خود داری ریس جمهوری مردمی با پشتوانه 20 میلیونی است ؟ایا در انجام این ماموریت انقلاب مخملین دولتمردان داخل حکومت نیز به یاری را مین جهانبگلو و عوامل خارجی می امدنند؟ ایا وزارت محترم اطلاعات نیز موفق به کشف ان دسته از عوامل داخلی در ون حکومت که قرار بود به جهانیگلو و عوامل خارجی در راستای رسیدن به انقلاب مخملین یاری رسانند شده است ؟ یا صرفنا موفق به شناسای رامین جهانبگلو شده اند ؟ شاید رامین جهانبگلو قرار بود با بقال سر کوچه اشان دست به اعتلاف جهت براندازی جمهوری اسلامی بزند ؟ چنانکه در تاریخ انقلابهای رنگین روی داده در چند سال اخیر بنگریم به خوب می توانیم مشاهده کنیم که تمامی این انقلابها از درون خود حکومت و توسط ناراضیانی که خود زمانی بر مسند حکومت بوده اند و بر اریکه حکومت و قدرت دسترسی داشتند ویا حداقل در میان جامعه به عنوان یک نارضی ومخالف شناخته شده بودند پایه ریزی و به نتیجه رسیده اند ؟ ونیز حمایت احاد جامعه را نیز نیاید از ذهن به دور کنیم چون در تمامی انقلابهای رنگین این مردم بوده اند که با امدن به خیابانها و راه اندازی تجمع ها باعث به ثمر رسیدن انقلاب های رنگین شدند ! امیدوارم روزی فرارا رسد که وزارت محترم اطلاعات که سریعا جاسوسها و عوامل بیگانه را شناسای میکند توانای ان را داشته باشد که پاسخ گوی این سوال شود چگونه رامین جهانبگلو قادر بوده که خیل عظیمی از مردم را در جهت حمایت از انقلاب مخملین خود راهی خیابانها کند ؟ شاید دوستان در وزارت محترم رابطه ای بین رامین و اتفاقات رخ داده در اذربایجان نیز کشف کردند که بر ما پوشیده است ! عجیب نخواهد بود اگر در اعترافات تلوزیونی رامین جهانبگلو شاهد ان باشیم که اتفاقات رخ داده در اهواز و اذربایجان به انقلاب مخملین ایشان ربط داده شوند ؟
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
عکسی که گم شد

این عکس چندی پیش در خبر گزاری وزین فارس نیوز منتشر شده بود ! ولی بنا به دلایلی که بر ما نیز پوشیده است ؟ چندی بعد به سرنوشت سانسور دچار شد ؟!
جمعه نهم تیر 1385
نامه دو نویسنده ایرانی به دادگاه عالی ایالات متحده امریکا درارتباط با میراث فرهنگی ایران
و برای توجه همه ی کوشندگان راه حفظ میراث های فرهنگی بشریت
براساس منابع خبری یکی از وکلای «رود آیلند» خواستار آن شده است که موزه های پیشاهنگ ایالات متحده مجموعه های آثار ایرانی خود را برای جبران خسارات وارده به قربانیان حملات انتحاری خاورمیانه ارائه دهند.
دلیل وکیل مذکور این است که حماس که مسئولیت این عمل زشت را بر عهده داشته به وسیله حکومت جمهوری اسلامی حمایت مالی می شود. او از دانشگاه شیکاگو خواسته است که گنجینه ای از آثار ایران باستان را به بازماندگان قربانیان تسلیم کند. ما می دانیم که هم اکنون مبارزه ی بین المللی وسیعی علیه تروریسم جریان دارد و اعتقاد دارد که هر عملی که بتواند جلو این فعالیت ها را بگیرد باید انجام گیرد. اما ما این اقدام حقوقی را به هیچ روی متوجه چنان هدفی نمی بینیم. چرا که این اقدام تنها تبدیل دارایی های تاریخی غیرقابل انتقال یک کشور است به منابع مالی و در جهت چبران خسارات وارده به اشخاصی است که همه ی همدردی و کمک ما را می طلبند. در واقع در مورد این عمل حقوقی دو نکته در خور توجه ویژه است. نخست این که در کلام رییس جمهور آمریکا ما نباید مردم ایرانی را برای آنچه حکومت جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی انجام می دهد تنبیه کنیم. این ملتی است به گروگان گرفته شده که به جای تنبه بین المللی نیازمند به همدلی بین المللی است. دیگر آن که درو کردن میراث یک ملت به خصوص از طریق بیرون کشیدن آن ها از محل های امن عمومی و آموزشی و دانشگاه ها و دادن آن ها به افراد خصوصی فاجعه ای است علیه ارزش های فرهنگی همه ی جهان متمدن. ما به شدت علیه این حرکت نامعقول اعتراض کرده و امیدواریم که هیچ مقام تصمیم گیر با انصافی چنان سابقه ی زشتی را نیافریند که تنها یادآور تصمیم هیتلر نسبت به ضبط گنجیه های فرهنگی ملل مغلوب است.
با احترام
شکوه میرزادگی (نویسنده)
اسماعیل نوری علا (نویسنده)
در همین باره نوشتاری از دکتر رضا مرادی غیاث ابادی
نوشتاری دیگر از استاد جلیل دوستخواه در این باره
مرد پیر نیز این عمل غیر معقول را محکوم میکند و از تمامی دوستاران میراث فرهنگی و تاریخ ایران تقاضا دارد در جهت محکومیت این عمل پتیشن فوق را امضا کنید
پنجشنبه هشتم تیر 1385
موسوی خوئینی

وبلاگی برای ازادی مهندس موسوی خوئینی با نام مهندس موسوی خوئینی را آزاد کنید توسط عده ای از وبلاگ نویسان راه اندازی شده و حمایت شما دوستان ودوستداران ازادی و حقوق بشر را به یاری می خواهد
چهارشنبه هفتم تیر 1385
شعبده اقتصادی هفت میلیارد دلاری
با گذشت یک سال از منتصب (انتخواب) شدن جناب دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوری و دولت مهرورز و خدمتگزار ایشان بعداز دیدن شمه ای از معجزات دولت ایشان برای جلوگیری از افزایش تورم و بیکاری و فقر و اعتیاد .. در جشن اولین سالگرد پیروزی ایشان در انتخوابات وتشکیل دولت مهر ورز معجزه جدیدی در اقتصاد جمهوری اسلامی روی داد .. بستن سه قرارداد اقتصادی بین وزارت نفت و قرارگاه سازندگی خاتم النبیاء سپاه پاسداران 90/2 میلیارد دلار در جهت توسعه فاز 15 و 16 پارس جنوبی پس از قرارداد توسعه خطوط مترو طهران و خط لوله گاز 900 کیلومتری عسلویه به ایرانشهر و همچنین اختصاص دادن 2 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی به قرارگاه خاتم ( بدونه انجام تشریفات قانونی ) و انجام مناقصه ؟!
برداشت 2 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی که هم اکنون به لطف فروش نفت 70 دلاری به بیشترین میزان ذخیره ارزی در طول تاریخ ایران رسیده است .. در جهت انجام و به اتمام رساندن قرارداد های منعقد شده با این قرارگاه .خود سوالات و شبهات زیادی را در ذهن ایجاد میکند ؟ که با هیچ یک از اصول اقتصادی همخوانی ندارد !! این قراردارد از لحاظ اقتصادی در نزد صاحب اندیشان و اقتصاد دانان تا ان حد احمقانه و کوتاه فکرانه است که نگارننده تا کنون مشابه این شاهکار وزارت نفت را در هیچ کجای دنیا مشاهده نکرده است (بجر پاکستان) دادن امتیازات اقتصادی به نیروهای مسلح که وظیفه ای جز محافظت از کیان میهن ندارند ودخالت نظامیان در امور اقتصادی که در گذشته هم شاهد ان بوده ایم از دیدگاه نگارننده چیزی جز نابودی اقتصاد این مرز وبوم در بر نخواهد داشت !!
در حالی که تمامی نگاه ها گروهای سیاسی و فعالان سیاسی صرفا به فعالیتهای اتمی ودستگیریهای نخبگان سیاسی و فعالان جنبش زنان و ناارامیهای قومی معطوف است . . دولتمردان با استفاده از این فضای موجود دست به بستن قراردادهای مجهول و غیر متعارف و صرفا برای بهروری گروه وباند سیاسی نظامی زدنند که از نظر نگارننده بستن اینگونه قراردادها صرفا در جهت وفا کردن عهد های است که جناب دکتر احمدی نژاد به حامیان خود پیش از انتخوابات ریاست جمهوری داده بود ؟! وحال با مساعد بود فضا و سو استفاده از وضعیت موجود در حال وفا کردن به عهد خود میباشد ؟!
مهمترین پرسشی و سوالی که در مورد این قرار داد خود نمای می کند ؟ این است که ایا اصولا قرارگاه خاتم داری تجربیات و قابلیت فنی و مهندسی در جهت اجرای کردن چنین قرارداد سنگینی میباشد یانه ؟! که پیشینه این قرارگاه در انجام پروژهای اقتصادی خود هر ذهن نا اگاه و نادانی را روشن میسازد ؟!
ایا قرارگاه خلتم انبیاء سپاه صرفا به عنوان دارنده امتیاز این قرارداد پر سود اقتصادی خود به واسطه ای برای توزیع و تقسیم قراردادهای کوچکتر به پیمانکاران داخلی و خارجی تبدیل نخواهد شد ؟و تنها شاهد ظهور رانتی جدید در توزیع پروژهای نفتی نخواهیم بود ؟! و بزرگترین شبهه و سوال در مورد تکلیف ان دو میلیارد دلاری است که از صندوق ذخیره ارزی به این قرارگاه اختصاص داده شده چه خواهد شد ؟؟؟؟
شنبه سوم تیر 1385
جان را او می ستاند که جان داد ولا غیر
منبع عکس فارس نیوز (اعدام سارق بانک ملی اصفهان )
مرد پیر : اعدام هر انسانی بنا به هر دلیلی اقدامی غیر منطقی و نامشروع و محکوم است .
شنبه سوم تیر 1385
سال هشتم
سال هشتم وبلاگی است که برای حمایت این وبلاگ به جهت بزرگ داشت یاد و خاطره قربانیان و تقدید از مبارزات دمکراتیک زندانیان سیاسی فاجعه کوی دانشگاه تهران ایجاد . شده است ..
پنجشنبه یکم تیر 1385
70میلیون ایرانی زیر هسته فوتبال هسته ای
بالاخره دست یابی به حق مشلم ما ملت که چندی است توسط دولت وزین وعدالت خواه و مهرورز و مهر طلب ومهرورز و مهرانگیز جناب دکتر احمدی نژاد دنبال می شود ؟!( و براستی در شرف رسیدن به این هدف والا و مقدس نیز هستیم .) مستلزم دادن هزینه های است در خور این حق مسلم ومقدس ؟! دستاویز قرار گرفتن احساسات و خواست ملیونها ایرانی در قالب بازیهای جام جهانی فوتبال از نظر نگارننده یکی از امتیازاتی است که ملت ایران با جریحه دار شدن احساسات وغرور ملی خود دراه رسیدن به ان هدف پرداختند..!! عدم قبول دعوت تیم فوتبال ایران توسط تیمهای بزرگ ومطرح فوتبال دنیا برای برگزاری بازی تدارکاتی و دوستانه که در اوج مطرح بودن پرونده هسته ای به کرات به وقوع پیوست خود دلیلی است بر صحت این ادعا ؟! طبیعتا با نگاه کردن بدونه غرور و ساده انگاری در مورد بازیهای ایران و بدونه توجه به دلایلی ساده لوحانه در خصوص بکارگیری بازیکنی خاص ودلایلی اینگونه که بیشتر توسط رسانهای داخلی در جهت فریب افکار عمومی ودوری از دلایل واقعی این شکستها و ناکامی ها دنبال میشود ؟ با نگاه عمیق و واقع گرایانه به این موضوع به سهولت میتوان به عمق فاجعه وپی برد ؟ از نظر نگارننده شرایط بحرانی جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی و پرونده هسته ای این کشورو عاجز بودن مقامات جمهوری اسلامی در جهت تدارک دیدن مقدمات و شرایط مطلوب برای حضور تیم فوتبال ایران در جام جهانی موجبات شکست خوردن و ناکامی تیم فوتبال کشورمان را فراهم اورد"( عدم صدور ویزا برای برخی تیمهای ملی کشور نیز خود دلیلی دیگر است).. بماند نداشتن روحیه تیمی و دخالت عده ای خاص از دولتمردان در خصوص محبث فنی تیم ایران که بنا به شواهد وقراین موجود صحت این موضوع به راحتی قابل روییت است..؟ درهر حال توقع داشتن از تیمی که هر گز از تدارکات مناسب در جهت اماده سازی برای حضور در چنین صحنه مهم جهانی بسیار ابلهانه و کوته بینانه است ؟ باید اندیشید که دلایل واقعی شکست وناکامی تیم فوتبال کشورمان براستی چه بود بدونه در نظر گرفتن مباحث فنی تیم که خود داستانی جداگانه دارد ؟! درپی یکی از سفرهایم با یکی از اعضای تیم ملی یکی از رشته های ورزشی هم سفر بودم که بنا به دلایلی از ذکر نام این دوستم خوداری میکنم ؟ پرسش و پاسخی بین ما ردو بدل شد که توجه شما را به ان نیز جلب میکنم از ایشان اولین سوالی که کردم در مورد این بود که ایا هنوز هم برای اقامه نماز صبح بیدار باش دارید یانه ایشان در جواب گفتند خیر در قدیم چرا و لی حالا نه ولی خوب باید برای اقامه نماز صبح رفت ؟! از او پرسیدم چرا دو پهلو جواب جواب میدهید ایشان در جواب گفتند : هرکس که برای نماز صبح و دعای کمیل برود از موقعیت بهتری در تیم برخوردار خواهد بود ؟ ! از او پرسیدم ایا برای دیدن بازیهای تیم فوتبالمان به المان خواهید رفت ( تیم ایشان عضو شان بود در حال حاضر در اروپا در حال انجام مسابقات است ) ایشان با غضب فرمودند خیر مگرانها برای تماشای بازی ما تا به حال به ورزشگاه امده اند که مانیز برای تماشای بازیهای انها به ورزشگاه برویم ؟ در ادامه فرمودند هرگز یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال به تماشای بازیهای ما نیامده ؟! پس لزومی ندارد ما نیز به تماشای بازیهای انها برویم ؟البته فدراسیون برنامه ای تدارک دیده که بعید میدانم به و قوع بپیوند ؟مکالمه ما حدود 3 ساعت طول کشید . از ایشان سوالت بسیاری کردم ؟ که از حوصله این نوشتار خارج است . در خصوص قولهای فدارسیون که هیچ گاه به وقوع نپیوسته و ده ها موارد دیگر .. در انتهای مکالمه از ایشان در باب ندیدن بازیهای تیم فوتبال توسط اعضای تیم ان دوست سوالی دیگر بپرسیدم : به ایشان گفتم من تمامی بازیهای تیم های ملی را میبینم و برایم هیچ فرقی نمیکند که تیم پینگ پونگ جوانان زیر 14 سال باشد و یا تیم فوتبال کشورمان چون با موفقیت انها احساس غرور میکنم و شاد میشوم .. پس به خاطر غرور ملی وعرق ملی بایید بازیها را دید .. ایشان در جواب گفتند : بشاش توش ............
نکته : در انتهای این نوشتار در نظر دارم به نکته ای که در پایان اخرین بازی تیم ملی که از شبکه سوم جمهوری اسلامی شاهد پخشش بودم اشاره کنم که تحت عنوان تیزی که سریال جدیدی را با نام (ارمش اولین سکوت) تبلیغ میکرد اشاره کنم که بلافاصله در اقدامی عجیب از شبکه سوم پخش شد و با چنین مضمونی اغاز شد :
هرچه میخواهی فریاد بکش
هرچه میخواهی میخواهی بخور
هر چه میخواهی حرص بخور
۷۰ میلیون ایرانی زیر هسته فوتبال هسته ای





