شنبه هجدهم آذر 1385
اتل متل تو توله
ناچارا این پست من را با نام اتل متل توتوله در بلاگر بخوانید
پنجشنبه بیستم مهر 1385
درسرو در اوستا
زه بهر دین احمد اینک شدی خداوند؟
سید علی رهیر !
گویی که من خدایم من نایب امامم ؟
از من به تو نصیحت .
سید علی رهبر !
بترس ازآن جهنم به ترس ازآن خدایت .
می کشی مردمانم در سرو در اوستا به نام ان خداوند ؟
سید علی رهبر !
تو وارث خدایی؟ از نسل انبیای؟
کشتی جوان و کودک ان کودک دو ماه ؟
در سرو در اوستا .
ننگ خدا بر تو باد شرم تو پاینده باد .
اینک زنم فریاد رو به سوی خداوند .
گویم تو هستی کافر سید علی رهبر !
گویم تو یک حرامی از نسل تازیانی .
لعن خدا بر تو باد لعن خدا بر تو باد
دوشنبه سوم مهر 1385
اتصالات
رهبرم ای تو وارث پیغمبرم ای که داری اتصالات مهم در مخچه ات
توکه گفتی نایب پیغمبری ازجمکران تا ان مقدس عنتران را رهبری
چه شده شیطان شده دوست شما نکند اتصالاتت کمی شل گشته است
بمب زیبا در منظرت خارگشته است یاکه محمود اندکی خل گشته است
کش تنبان اش کمی شل گشته است یا که شلوارت کمی خیس گشته است
تو که وصلی رهبرم خیره سرم شب جمعه اندکی در جمکران خلوت بکن
اتصالاتت را کمی محکم بکن شاید امدادی رسد از تیر غیب
چاره جوی مشکل میمون شود
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385
اندرزی به اقا
باز کنم یادی زتو سیدی علی رهبر فرزانه ایران زمین
گنه کردم که نامت نهادم شوشتری نباشد بزچرانی را لیاقت همچو تو عنتری
هر چه باشد تو نایب پیغمبری از جمکران تا بیت المقدس تو عنتران را رهبری
نشاید بز چرانی را همچو تو رهبری بیا بشنو اندرزی زه من ان مرد پیر
توبه کن خریت را تو اندیشه کن گر به چرخاند کردگار چرخ فلک
شوی رسوای این جهان و ان جهان ای تیره بخت
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385
برای اقا
درود بر تو ای سید علی رهبر فرزانه ایران زمین
حیف نامت که نهادند علی نشاید که نام ات نهند ادمی
گویند که تو نایب پیغمبری اهل مکتب و منبر و منقلی
شایع افتاد در میان الاغبانان شوشتری که تو از یک بزچران نیز کمتری
کس نداند من که دانم از الاغ شوشتری نیز کمتری
گر چه گویند تو وارث پیغمبری با انبیا اولیا تو محشری
ولی الحق که همچون ان میمون تو یک عنتزی
دوشنبه سی ام آبان 1384
مردوک خدای بابل
مردوک خدای بابل
بیا که جان بخشت اینک درون خاک است
بیا که کورش ات رفت
اینک دشمنانش سدی زدنند به قبرش
بیا که سیوند است نام پلید ان سد
مردوک خدای بابل تنها نشسته در گل
کورش نسیم ایران ان حامی فقیران
بردنند زه خاک ایران ان اعراب تازی شاید نواده گانت
کردنند خاک بر سر ان جانیان تازی
اینک نواده گانت هنوز درون جنگند
ان تازیان بربران جانیان خاین
انان که گویند ما نایب خدایم
ما جانشین حقیم ما تازی دلیریم
اینک یاؤه گویان گویند که ما خدایم
زه بهر دین احمد اینک شدیم خداوند
مردوک خدای بابل
چراه تنها نشستی
بیا که وقت جنگ است با تازیان مزدور






